~*dailydairy*~

بهش میگن خاطره...

بهش میگن خاطره...

:)
با تشکر از بیان عزیز که به وب قبلیم گند زد
ولی ازونجایی ک اینجانب خیلی ارادم زیاده
همه مطالب وب قبلیمو میزارم اینجا
و با قدرت ادامه میدم😂😂😂😂

آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۷/۰۳
    :|
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۲ تیر ۹۵، ۲۱:۴۴ - ✖پرنٌس‍‍ِــ‍‍pгคภςєςــسٌ .✖
    اخی

#تعطیلات_خود_را_چگونه_گذراندین

جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۱۹ ب.ظ

سلام

میدونم خیلی نگرانم شدین ک این مدت نبودم پست بزارم!!میدونم

=))))

تو این چند روز کلی اتفاااق افتاااد

ازدواج کررررردممم

شوهره خرجی نمیدااااد

طلاقش داااادم با دوتا بچهه=((((

مهریمو اجرا گذاشتم

انداختمش زنداااااان


اصن یه وضی بود😂😂😂😂😂😂

چهارشنبه هم خالم اینا اومدن خونمون چون نذری داشتیم

منم ک نتونستم درس بخونم چون اول باید شام درست میکردم

جاتون خالی ی کتلتی درست کردم ک ملت انگشتاشونم خوردن باش^___^

دروغ گفتم:|||

مامانم سوپ درست کرده بود همه سوپ خوردن همه کتلته مونده هنوزم تو یخچاله:|||||

بخدا خوش مزه بوووود:(((((

با بدبختی درستش کردم خووو

هم تلفن حرف میزدم

هم پی ام میدادم 

هم اینستا لایک میکردم

هم دایرکت جواب میدادم

هم غذاهارو درست میکردم

بعدشم ک خالم اینا رسیدن کلییی جیغو داد کردیم از ذوق هممون

و ابراز خوشحالی از دیدن هم فاطمه (دختر خاله بزرگم)جیغ زد فاطمههههه موهات کوووووووو

.

.

.


بعد من نشستم جزوه نوشتم واسه دخترخالم چون معلم زیستشون بیخود بود گف من یه درسنامه بنویسم براش

داشتم مینوشتم ک یهو انگار ی حالی شدم

حالم بد شد 

سردرد

حالت تهوع

کلافگی

گلو درد

داشتم نابود میشدم دگ خخخ

شامم نخوردم اصن

بعد دختر خالم اومد یکم برام گفت این مدت چه حماسه هایی افریده منم واسش گفتم چه حماسه هایی افریدم و بعدش دگ از سردرد خابم برد

دوباره صبحش ک بیدار شدیم همه در رفتو امدو فعالیت بودن واسه نذری

منم داشتم درس میخونم ک دیدم انگار دارن تزیین میکنن رو برنجارو و رفتم کمک

بعدشم با دختر خاله کوچیکم رفتیم نذری پخش کنیم 

انقد خندیدیم سر پخش کردن نذریااا

مامانم هی میگفت فاطمه خودم نذری hرو میبرم

منو ساجده میگفتیم نههههههه خودمون میبریییم

و خاله و مامانم میخندیدن بهمون

و اونجا بود ک ساجی لو داد ک اینستاشو داریمو قبلنم تو لاین حرف میزدیم:||||

البته مامانم چیزی نگفت ولی خب من یکم استرس بم وارد شد

فک کنم مامانم فهمیده البته:|||

والا اونجور که مامانhنگام میکرد همه فهمیدن😂😂😂

دیگه مام نذریارو بردیم ک دیدیم بعلههههه 

مخاطب مورد نظر خانه نیست

و بسی ضایع گردیدیم

اصن من نمیخاستم ببرم اونورو ساجده هی گف نههه بیا برییم من میخام ببینمش

-____-

ولی خب کلا روز خنده داری بود خخخ

بساط نذریو اینا که جمع شد دوباره ما دخترا رفتیم تو اتاقو من یکم درس خوندم ک دیدم مامانمو خالم رفتن تو اتاق ک بخابن

منم کتاب دفترو جم کردم و پریدم وسطشون

گفتن چته:|||

گفتم اومدم غیبتاتونو گوش بدم^___^

قیافه مامانم:|

قیافه خالم:||

دگ همونجا موندگار شدمو کلیپای مبینو نشونشون دادم

بعد دیدم خیلی قشنگن کلیپا

دگ با دختر خاله ها رفتیم تو کانال تلگرام مبینو افرومن همه کلیپاشونو دان کردیم و ینی از خنده پوکیدیییم

من ک دلم درد گرفته بوووود از خندهههه

این وسطم ساجده بم گیر داده بود فاطمه من از فلانی خوشم اومده و تورو خدا یجوری منو باش اشنا کن ک حرف بزنم باش

حالا با شوخی میگفت این حرفارو خخخخ

ی پسره ای ی سال از من کوچیکتره قیافشم خوب بود 

المانم زندگی میکرد از بچگی ولی باباش ایرانیه و اونم ایرانی بلده حرف بزنه

این پسره گیر داده بود ب من منم دیدم ساجده اینو گف تندی ی گروه زدم تو تلگرام و این دوتا رو بردم توش

عا گفتم سلام این دختر خالمه خوشبخت شین

عا لفت دادم😂😂😂😂😂😂

بعد سره اینم کلی خندیدیم

بعدشم ک کلی حرف زدیییییم

خالمم کلییی بم غر زد سر موهام

گفت چرا همچین کردییی این چه وضشهههه من اگ جا مامانت بودم رات نمیدادم خونه

=))))خاله هی حرص میخورد من هی میخندیدم خخخخ

اخره شبم با ساجده اومدیم دابسمش پر کنیم ک ساجی خانم جا زدو منو تهنا گذاشت

منم تنهااااایییی کلی دابسمش پر کردم و کلییی مسخره بازی در اوردم

کلا همش درحال خنده بودیم خخخخ

اصن خیلی اتفاقا افتاد

پویا دوباره خودکشی کرد:||||

ایندفه بیشتر قرص خورد ولی بازم نجاتش دادن:||||

نمیدونم چی بگم بش

ب منصوره هم گفتم بش پی ام نده

بزاریم تو حاله خودش باشه:||||||

وای اصن انقد اتفاقای باحال افتاد این چند روز ک همشو یادم رفته

فلن اودافس^_____^

  • ~*FaTemE BaNoOoOo*~ --

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">